مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

53

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

صفت جمال‌نماى باشد . اى نسخهء نامهء الهى كه تويى * و اى آينهء جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب هرآنچه خواهى كه تويى فانّ رؤية الشّيء نفسه بنفسه ما هى مثل رؤيته نفسه فى أمر آخر يكون له كالمرآة ؛ فإنّه يظهر له نفسه فى صورة يعطيها المحلّ المنظور فيه ممّا لم يكن يظهر له من غير وجود هذا المحلّ و لا تجلّيه له . اين جواب است از سؤال مقدّر ؛ همانا كه سائلى پرسيده كه : اللّه تعالى پيش از آنكه عالم و آدم آفريد ، بصير بود ، پس چگونه چيزى را كه مىديد ، خواست تا ببيند ؟ ؟ . جواب مىفرمايد كه : ديدن چيزى نفس خود را ، به خود ، در نفس خود ، چنان نباشد كه ديدن او نفس خود را ، در چيزى ديگر ؛ كه آن چيز ، مانند آينه باشد او را ؛ و حقا كه آن آينه را ، خاصيّتى باشد كه ظاهر مىگرداند مر بيننده را نفس او چنان كه اوست ؛ در صورتى كه محلّ منظور فيه كه آينه است نمايندهء آن « 17 » صورت است ، چنان كه آن صورت است ؛ و آن صورتها چنان كه هست ، ظاهر نشدى ، اگر نه وجود اين محل ، منظور فيه بودى ؛ و نه حق و نه هيچ صورت نيز تجلّى كردى . پس از اين سبب وجود انسان آينهء جمال الهى گشت ، تا حضرت عزّت تعالت آلاؤه - هرگاه كه تجلّى فرمايد بر آن انسان ، كه آينه صفت مستعدّ جمال نمايى است ، ذات و صفات و افعال حق ، به حق ، نمايد ، كه : « المؤمن مرآة المؤمن » اين معنى دارد . بنابراين معانى كه گفته شد ، قوله - قدّس سرّه : « فإنه يظهر » علّت عدم مماثلت باشد . و ضمير از براى شأن بود ؛ و جملهء واقعه بعد از وى ، مفسّر وى . و من [ در « ممّا لم يكن » ] بيان را است . و ضمير [ در تجلّيه ] راجع است به حقّ تعالى . . . و ضمير « له » راجع به محل باشد .

--> ( 17 ) - ن : مانندهء آن ( ك )